- همزاد
برگردان پانتهآ کیانی - از بخش علمیتخیلی
به تاریخ یکشنبه ۲۴ دی ۱۳۸۵بخشی از داستان...
از ضمیر ناخودآگاه به ضمیر خودآگاه نفوذ کرد.عطر شب را میبویید، زمزمهی درختان در ساحل رودخانه را میشنید، و باد به سوی او فرود آمد و تنش را با انگشتانی نرم و ظریف لمس کرد، انگار که آن را در جستجوی استخوانهای ترکخورده، ضربدیدگی و جراحت معاینه میکند.از جای برخاست و نشست، با هر دو کف دستان بر زمین تکیه کرد تا بتواند قامت خود را راست کند، و به درون تاریکی خیره شد. حافظه تنها به آهستگی بازمیگشت، ناتمام میماند، پرسشی را پاسخ... مطالعه این داستان
- شرط استخدام
برگردان مهدی مرعشی - از بخش علمیتخیلی
به تاریخ جمعه ۲ بهمن ۱۳۸۸بخشی از داستان...
چیزهایی به یادش ماند، ولی محو و گنگ بود و رنگ و وضوح رؤیا را نداشت.
میتوانست به خودش بگوید دقیقاً یادش هست که چطور بوده، میتوانست همچون چیزی یا جایی گمشده و از دست رفته در گذشتهی دور به خاطرش بیاورد، ولی نه آن طور که در رؤیا دیده بود.
باز با این وجود چشمانش را سفت بسته نگه داشت، چون حالا که دیگر بیدار بود، میدانست چشمانش به چه گشوده خواهد شد. از سردی و رخوت اتاقی که در آن دراز کشیده بود به خود پیچید. با خودش فکر کرد فقط رخوت و سرما... مطالعه این داستان
- مغاک گوزن رقصان
برگردان شیرین سادات صفوی - از بخش فانتزی
به تاریخ شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۹بخشی از داستان...
دلیلی برای دیدن دوبارهی غار نبود؛ همهی کارها شامل نقشهبرداری، اندازهگیری، عکاسی و استخراج تمامی اطلاعات ممکن از آن منطقه انجام شده بود. گرچه نقاشیها مهمترین بخش ماجرا بودند، ولی این کارها تنها بر روی نقاشیها انجام نشده بود. آنجا استخوانهای حیوانات به صورت ذغال شده، و همین طور بقایای آتشی که استخوانها در آن ذغال شده بودند هم وجود داشت؛ مجموعهای کوچک از خاکهای طبیعی که رنگدانههای مورد استفادهی نقاشان از آنها... مطالعه این داستان